اشکان صارمی غروب

post area

  1. علی گفت:

    پاشو غروب شده خودت ببین پنجره رو

    بازم دلم برای بودنت تنگ شده

    عاشق غروب خورشید بودی و یادش بخیر

    حالا احساس تو اینهمه کمرنگ شده

    همیشه اون چشات طرز خندیدنات

    دلمو بر میزد میشدم کیش و مات

    چشاتو وا کن و یه نگاه کن به من

    من همونم ببین دلمو دور نزن

    همه حرفا رو گفتیم دیگه چی مونده وسط

    همیشه خواستم آرامش دنیا رو واست

    درسته فکر نمیکردیم که اینجوری بشه

    باید قبول کنیم ما هم رسیدیم ته خط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *